سيد محمد دامادى
501
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
جمع الجمع نامند و آن مرتبهيى بالاتر و كاملتر از جمع است . صاحب اين حالت مخالطت با خلق و عزلت از آنها برايش يكسان شود و مخالطت با خلق را قدح نكند و بد نداند ، بخلاف صاحب جمع كه حالش چنان شود كه مخالطت و آميزش با خلق از او برخيزد و همواره نظر به صور اجزاء كونيّه دارد . امّا صاحب الجمع چون به عالم تفرقه نگرد صور أكوان را جز آلتى در دست فاعلى واحد نبيند بلكه همهء افعال و صفات و ذوات در خداى واحد يكتا جمع كند و گفتهاند شهود خلق است قايم به حق . [ كشّاف اصطلاحات الفنون ص 234 ] « جمع جمع برتر ازين بود و خلافست ميان مردمان درين جمله بر حسب فرق اندر احوال ايشان ، و تفاوت درجات ايشان . هر كه اثبات كند نفس خويش را و خلق را و لكن همه را قايم به حق بيند اين جمع بود . چون از ديدار خلق ربوده باشد و از نفس خويش و به همگى از همهء أغيار بىخبر و بىعلم بدانچه ظاهر شود از سلطان حقيقت و غلبه گيرد آن جمع جمع باشد . جمع جمع بهمگى از همهء چيزها هلاك شدن بود و حسّ نايافتن به غير خداى به وقت غلبهء حقيقت . و پس ازين حالى بود لطيف قوم آن را فرق ثانى خوانند ، و آن آن بود كه بنده با حال صحو دهند به وقت أداى فريضهها ، تا قيام كردن بر وى جارى بود بفريضهها اندر اوقات او تا بازگشتن بود ازو به خداى نه بازگشتن بنده را به بنده ، خويشتن را اندرين همه حالها اندر تصرّف حق بيند مبدى ذات خويش بيند و مجرى أحوال و افعالش داند بر او به علم مشيّت او . [ رساله قشيريه ص 36 و ترجمه رساله ص 105 ] « در مقام جمع تمام حقايق جمعاند به وجود واحد جمعى ، لكن بحيثيّتى كه اسم و رسم براى آنها نحو جمع هست ، و در مقام غيب نيز تمام حقايق هست